تبليغاتX
ایران فردا -
 
موجیم که آرام نگیریم آسودگی ما عدم ماست
 

حق رای ندادن!!

 یکم – آیا مردم در انتخابات ریاست جمهوری حضوری گسترده خواهند داشت یا میزان مشارکت آنان نسبت به انتخابات مجلس هفتم کمتر خواهد شد؟

 عدم حضور مردم در پای صندوق های رای چه تاثیری در سرنوشا آنان خواهد داشت؟

ایا حضور مردم حکومت را مجاب به پاسخگویی به مطالبات انان خواهد کرد و سووالاتی دیگر از این قبیل این روز ها به پرسش های متداول جامعه تبدیل شده است.تحلیل رفتار سیاسی مردم در انتخابات ریاست جمهوری یکی از دغدغه های اساسی صاحب نظران و تحلیل گران سیاسی است.

 نامزد های انتخابات ریاست جمهوری نیز هنوز نتوانسته اند  و مسلما تا روز انتخابات نخواهند توانست به رفتار سیاسی مردم پی ببرند.

دوم – مردم ایران رفتاری دو لایه دارند.لایه بیرونی آن رفتاری است که همگان در برخورده ای روزمره اجتماعی با آن رودر رو هستند.رفتاری نشات گرفته از ادبیات آموزش کشور...همسان و همانند با یک زبان مشترک.

اما لایه دوم رفتار مردم ایران پنهان و غیر رسمی است.رفتاری که منشا آن آموزش غیر رسمی کشور است.اگر لایه اول رفتاری مردم کاملا شبیه به یکدیگر است لایه دوم رفتاری آنان نیز تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد.در لایه اول رفتاری همگان موافق جریان حاکم بوده  و به ظاهر با هر رویدادی سر سازش دارند،اما لایه پنهان رفتار سیاسی مردم معترض به وضع موجود و عصبانی است.حال چرا رفتار مردم دو لایه است و لایه دوم هیچگاه اجازه بروز نیافته خود موضوع گفتار دیگری خواهد بود.

 سوم – اساسی ترین عنصر سازنده یک رفتار ،انگیزه و انتظار است.انگیزه ها همواره برای رسیدن به هدفی خاص رفتار انسان ها را شکل می بخشند.

 حال سووال این است که انگیزه و انتظار اصلی مردم از حضور در پای صندوق های رای چیست؟ و ایا حضور آن ها می تواند اهداف اساسی این رفتار را تامین کند.

 به نظر می رسد مشارکت در تامین سر نوشت خود و کشور اصلی ترین انگیزه مشترک تمام مردم برای رای دادن باشد.جدای از این هر یک از جریان های سیاسی ،فکری نیز انگیزه های جداگانه ای چون تسریع در روند توسعه ،حفظ ارزش ها،رعایت حقوق بشر،ساماندهی وضعیت معاش مردم،برقراری عدالت اجتماعی و ...دارند و به امید تامین خواست های خود به پای صندوق های رای می آیند.

 چنان چه تجربیات قبلی آنان و رای آن ها به جریانی خواست آنا ن را برآورده کرده باشد برای دفعات بعد نیز به آن جریان رای خواهند داد اما اگر خلاف این اتفاق روی داده باشد مردم دلسرد از حضور ،کناره خواهند گرفت.به بیان دیگر مردم هنگامی در انتخابات حضور خواهند یافت که اطمینان داشته باشند که رای آنان محترم شمرده شده و هیچ نهادی حق نادیده انگاشتن و تصمیم گیری برخلاف رای آنان را ندارد.

چهارم – دوم خرداد 1376 ،هفتم اسفند 1377،29 بهمن 1378 و 18 خرداد نظام، مشارکت بالای 70 درصد را تجربه کرده است.حضور گسترده مردم در پای صندوق ها و رای آنان به خاتمی و اصلاح طلبان از آن رو بوده که خواستار تحقق جامعه مدنی و گشایش عرصه عمومی ،حکومت بر مبنای قانون ،عدم مداخله دولت در زندگی شخصی و گسترش آزادی های فردی و اجتماعی ،رعایت حقوق شهروندی،حق دسترسی آزادانه به اطلاعات وبرابری همگان در برابر قانون و ...بوده اند.

 مردم حمایت قاطع خود را از برنامه های اصلاح طلبان در چهار انتخابات پیاپی اعلام داشته اند اما آیا پاسخی در خور نیز دریافت کرده اند؟

کارنامه هشت ساله دولت خاتمی بدون جانب داری کارنامه موفقیت آمیزی نیست.اصلاح طلبان نیک می دانند حضور 8 ساله آنان در قوه مجریه و 4 ساله در قوه مقننه آن گونه که باید به انتظارات مردم پاسخ نداده است.مردم نیز از راز مگوی خاتمی اطلاع دارند و می دانند که رفتار سیاسی آنان در انتخابات گذشته از سوی نهاد های فراتر از اراده ملت نادیده انگاشته شده و خواست های آنان چندان مورد توجه قرار نگرفته است.به بیانی دیگر حاکمیت رای مردم را به عنوان نمایش دموکراسی دریافت داشته و تصمیم گیری هایش بر خلاف ارداه عمومی بوده است.

 شکل گیری حاکمیت دو گانه و جبهه گیری بخش انتصابی حاکمیت در برابر بخش انتخابی آن نه فقط مردم را از تداوم کار اصلاح طلبان دلسرد کرد که آنان را از امکان هر گونه اصلاحی در نظام نیز ناامید کرده است.به همین دلیل است که مشارکت مردم در انتخابات شوراهای دوم  و مجلس هفتم کاهش چشمگیری داشته است.حال مردم بر این باورند که رای آن ها تاثیری در سرنوشت خود و کشورشان ندارد.

پنجم-  تجربه قبلی مردم متاسفانه آن ها را از حضور در پای صندوق های رای باز می دارد.اگر چه رای دادن یک حق است اما از نگاه آنان که رای نمی دهند فرای ندادن نیز یک اعتراض تلقی می گردد.در چنین شرایطی که حاکمیت خوایتار حضور گسترده مردم در پای صندوق های رای است چنین رفتاری چندان خوشایند حاکمیت نخواهد بود.همچنین با فزونی گرفتن فشار های بیرونی  و گسترش دایره تهدیدات خارجی به نظر می رشد عدم حضور مردم ،بر قدرت فشار های بیرونی خواهد افزود و تعیین سرنوشت را به خارج منتقل خواهد کرد.سووال اساسی این است که در چنین  شرایطی چه باید کرد تا شاهد مشارکت گسترده مردم در پای صندوق های رای بود؟

ششم – این گونه که مقام رهبری در پیام آغازین سال نو اعلام داشت ،سال پیش رو سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی خواهد بود.سووال بعدی این نوشتار که بی ربط با سووال قبلی نیز نیست این است که «همبستگی ملی چگونه تحقق خواهد یافت؟»

ان گونه که در اغاز این نوشتار آمد اساسی ترین رفتار مردم ایران دو لایه بودن آن است.همچنین بدبینی سیاسی و عدم نتیجه گیری از مشارکت سیاسی آن ها را از عرصه بر حذر داشته است .عدم حق برابر انتخاب شوندگان و انتخابات آزاد از دیگر موانع حضور مردم در پای صندوق های رای است.

رد صلاحیت گسترده نامزد های انتخاباتی در مجلس هفتم نمونه بارزچنین رفتاری است حاکمیت به ویژه آنان که در چند سال اخیر تلاش کرده اند تا اراده عمومی مردم را نادیده بگیرند باید امکان حضور همگان را در انتخابات فراهم سازند وحق انتخاب شدن را از برخی شهروندان سلب ننمایند همچنین باید این اطمینان را در مردم به وجود آورند که دولت منتخب آنها ،چون خاتمی واصلاح طلبان سرزمین سوخته ای را تحویل نخواهند گرفت. بلکه انتظارات مردم را تاحد   امکان برآورده خواهد کرد و تصمیمی خلاف خواست عمومی مردم اخذ نخواهد شد.

همچنین باید امکان مشارکت تمام قومیت ها در دولت آینده فراهم شود چنان چه قرار است همگان در برابر فشار های خارجی بایستند باید همه از حقوق برابر برخوردار باشند .بدون ناممین آزادی های فردی و اجتماعی و  برقراری  عدالت در توزیع ثروت،قدرت و اطلاعات ، مشارکت عمومی و همبستگی ملی چون وفاق ملی و مردم سالاری در حد شعار  و نامی زیبا باقی خواهد ماند.

هفتم – حضور یا عدم حضور مردم در پای صندوق های رای اگرچه تصمیمی فردی است اما تاثیری شگرف در سرنوشت و آینده ایران دارد.این مردم هستند که تشخیص می دهند کدام یک به سود آن هاست و انتظاراتشان را برآورده خواهد کرد.پس باید برای مشارکت آنان پاسخی در خور یافت در غیر این صورت انتظار مشارکت حد اکثری از سوی مردم ناامید چندان منطقی به نظر نمی آید...! 

  نوشته شده در  ساعت 0:12  توسط آرمان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM