موجیم که آرام نگیریم آسودگی ما عدم ماست |
دعا نویسان در تعطیلات
83رفت با تمام اندوخته هایش و 84 خواهد آمد با کوله باری از تازگی وشاید هم تکرار گذشته 83 که رفت باز هم دعا میکنیم برای سال بعد وسال های بعدتا شاید اتفاقی بیافتد بی آنکه بدانیم چرا؟
امسال دعا میکنیم بیکاری حل شود .کودکان خیابان به آغوش خانواده بازگردندو زنان بی پناه حمایت شوند .دعا می کنیم زندانیان سیاسی آزاد شوندو مطبوعات مستقل منتشر وروشنفکران تاثیر گذار شوند اما ....؟؟؟؟
دعا هم این روز ها کاری از دستش بر نمی آید. شاید خدا مستجاب کنندگان دعارا به تعطیلات نوروزی فرستاده .شاید هم دارد برای این همه دعای تلنبار شده طرح تازه می ریزد.خدا مانده است واین مردم نیازمند که فقط دعا میکنند.84را دعا نکنیم
کاری بکنیم کارستان
بر خیزیم وکبریتی به انبار فقر بزنیم
مرغان هیاهو را بپرانیم از سر بند
وکمی شادی در دل کودک بازیگوش مینا خانم بریزیم
شاید که دعاکند
برای آزادی ما از بند
بند این ضحاک مسلمان
من دعا نمی کنم
کاری خواهم کرد
برای تو
برای او
وبرای خودم
نه
از اول
کاری خواهم کرد
برای ما
باز هم نه
ما کاری خواهیم کرد
برای ما
نوروزی خوب وسرشار از زیبایی برای همه آرزومندم
1-گذار از جامعه بسته به «جامعه باز» مستلزم به وجود آمدن ابزارهايي است. ابزارهايي كه امكان حضور «شهروندان» را در «عرصه عمومي» جامعه فراهم كند و همچنين «شهروندان» امكان نقد و اعتراض به حاكم را داشته باشند. گسترش عرصه عمومي نيز حداقل با حضور «مطبوعات آزاد ومستقل»، «احزاب سياسي قدرتمند» و «سازمانهاي غيردولتي و صنفي» امكان پذير است. عرصه عمومي هر چه گشايش يابد. عرصه دولت كوچكتر و عرصه خصوصي مردم مصونتر از آسيبهاي دولت و فشارهاي ناشي از سياستهاي دولت خواهد ماند. گشايش عرصه عمومي، علاوه بر اين كه فضا را براي حضور همگان مهيا خواهدساخت و اجازه انتخاب را به يكايك شهروندان ميدهد، دولت را نيز كارآمدتر كرده و از چالشهاي دولت بزرگ و ناتوان جلوگيري خواهد كرد. عرصه عمومي طرح ابزارهاي حل منازعه را سهل و آسان در دسترس همگان قرار ميدهد و «گفتگو» را جايگزين«مقابله» خواهد كرد.همچنين گشايس عرصه عمومي، گذار از جامعه بسته به جامعه باز را سرعت بخشيده و از هزينههاي جانبي «دوران گذار طولاني مدت» ميكاهد. در چنين شرايطي، «شهروندان» در تمام امور مشاركت فعالانه خواهند داشت و خود را جداي از حاكميت نميپندارند چرا كه حاكميت از يكايك شهروندان به وجود آمده است.
2-اصلاح طلبان در سالهاي اخير تلاش بسيار كردند تا عرصه عمومي را تا حد امكان گشايش دهند. انتشار مطبوعات مستقل و منتقد، فراهم آوردن بستر مناسب براي شكلگيري احزاب سياسي و تسريع در صدور مجوز احزاب، فراهم آوردن بستر مناسب براي شكلگيري نهادهاي صنفي و سازمانهاي غيردولتي از جمله تلاشهاي اصلاحطلبان درون حاكميت براي گشايش عرصه عمومي بود. در همين راستا بدنهي جريان اصلاحطلبي نيز در مطبوعات و نهادهاي دانشجويي خوش درخشيد اما «اقتدارگريان» در اقدامي هماهنگ امكان ادامه حيات و رشد را از اين دو سلب كردند. احزاب نيز در ايران بنا به سابقه و ساختار سياسي هيچگاه نتوانستند آن گونه كه بايد در جريان توسعه و اصلاحطلبي تأثيرگذار باشند. احزاب بيش از آن كه به قامت يك حزب درآيند به محفلهاي دوستانه قدرتطلب تبديل شدند و اندك نيز نيروهاي فعال پيرامون خود را نيز منفعل كردند.
اما عرصه عمومي هنگامي كه راه رشد خود را در حوزه سياسي و رسانهاي بسته ديد گوشه انزوا اختيار نكرد؛ چرا كه اگر سياسيون، سريع دلزده و افسرده ميشوند. فعالان عرصه اجتماعي، پيوسته و مستمر چرخهاي توسعه را به حركت در ميآورند.
3-«سازمانهاي غيردولتي» يكي از مهمترين ابزار حل منازعه به شمار ميآيند. اين سازمانها به دليل آنكه فعاليت سياسي معطوف به قدرت ندارند در گذر زمان دچار فساد سياسي نميشوند. وكمتر دچار از هم گسيختگي دروني و انشقاقهاي تشكيلاتي ميشوند. از همين رو، سازمانهاي غير دولتي نه فقط در سالهاي اخيردر برابر فشارهاي وارده عقب ننشستهاند، بلكه جاي خالي را پر كنيد پرتوانتر از قبل، ظهوري تازه يافته است. «غيردولتيها» در عرصه اجتماعي فرايند اتحادبخشي به نيروها را سرعت عمل بخشيده است چرا كه در اين عرصه هدف مشترك اعضا نه كسب قدرت و نه كسب راي كه گشايش عرصه براي فعاليت همگاني است. به همين دليل در عرصه سازمانهاي غيردولتي، صفبنديهاي سياسي و جناحي جاي خود را به حوزه فعاليت مشترك و موضوع مورد فعاليت ميدهد.
4-مخالفان «جامعه باز» بر اين باورند كه بايد امكان هويت بخشيدن به افراد را از جامعه سلب نمايند به اعتقاد اينان، افراد به سان توده بيشكل و منفرد، ضعيف و ناتوان است و توان مقابله با سياستهاي دولت را نخواهد داشت از همين رو از تشكل و شكلگيري نهادهاي صنفي - غيردولتي و … هراس دارند چرا كه اين سازمانها به اعضا خود هويت جمعي ميبخشند و موجب تقويت شهروندان در برابر قدرت حاكم ميشوند. «سازمانهاي غيردولتي» در حال حاضر تنها فعالان عرصه عمومي هستند كه عليرغم تمام تلاش اقتدارگرايان همچنان زنده و پويا هستند. به همين دليل امروز فعالان اين عرصه عليرغم عدم فعاليت سياسي هزينه گزافي را پرداخت ميكنند. فشار بر سازمانهاي غيردولتي از اين رو شدت گرفته است كه «اقتداگرايان» دستيابي به هويت جمعي و شكلبخشي به ذرههاي منفرد و بيهويت اجتماع را سم حيات خود ميدانند و ماندگاري خود را منوط به عدم اجازه حضور به سازمانها و تشكلها ارزيابي ميكنند.
5-عرصه عمومي در ايران، همچنان نحيف و لاغر است سازمانهاي غيردولتي عليرغم تمام كاستيها در سالهاي اخير رشد چشمگيري داشتهاند. احزاب متعدد شكل گرفته در سالهاي پس از دوم خرداد پس از دگرديسيهاي متعدد در حال دستيابي به يك هويت مشخص هستند و اندك مطبوعات موجود نيز راه ماندن در شرايط پرخطر فعلي را يافتهاند. اين قصه عرصه عمومي در ايران است. عرصهاي كه بايد گشايش يابد تا امكان گذار ايران از شرايط فعلي به فرداي بهتر مهيا گردد در غير اين صورت مداربسته تاريخ بار ديگر تكرار خواهد شد.
|
متن منتشر نشده سخنراني دكتر رمضانزاده در همایش اصلاحطلبان كرد دركرمانشاه .... |
|
در چند روز گذشته وپس از سخنرانی دکتر رمضانزاده در دومین همایش اصلاح طلبان کرد در کرمانشاه جو تبلیغاتی شدید علیه این فعال سیاسی به راه افتاد .در ادامه سایت خبری امروز متن کامل این سخنرانی را برای آگاهی کاربران منتشر می کند: امروز خوشحال هستم در شهر فرهاد كه مظهر مقاومت، پايمردي و استمرار عقيده و نترسيدن از ملامت دوست و دشمن است در خدمت دوستان هستم. و خوشحالم كه دوستان توانستند دومين جلسه خودشان را عليرغم ملامت ها برگزار كنند. و باز هم خوشحالم كه در اين جمع همه كساني كه خواستند صحبت كنند، بر زبان آوردند، آنچه كه ميخواستند، ما همين هستيم. جمع شدهايم براي اينكه بگوئيم اجازه نفس كشيدن آزادانه ميخواهيم براي اينكه بتوانيم به عنوان بخشي از جامعه بزرگ ايراني، آنچه را كه تشخيص دادهايم و حق ماست بيان كنيم. تشكر ميكنم از دوستان برگزار كننده، آقايان دكتر سليمي، فتاحي و احمديان و معذرت ميخواهم از اين كه وقت من را از آن خودشان كردند و وقت كمي براي من گذاشتند. و تأسف ميخورم از اينكه حضور من در اين جمعها باعث شده، ملامتي كه بايد نصيب من ميشد، نصيب دوستان ديگر _ گاهي اوقات _ شود. اي كاش من نبودم كه شما راحتتر بتوانيد آنچه را كه ميخواهيد بيان كنيد.دو سه نكته كلي را بيان ميكنم كه بگويم به دنبال چه هستيم؟ ميگويند منافع ملي را در نظر بگيريد. مصالح ملي را در نظر بگيريد. امنيت ملي را در نظر بگيريد. يكي براي ما تعريف كند كه مصالح ملي يعني چه؟ آيا غير از مصالح همه ايرانيان است؟ به ما بگوئيد امنيت ملي يعني چه؟ آيا غير از امنيت براي همه ايرانيان است؟ ما هيچ چيز اضافه را نميخواهيم. ميگوئيم جمهوري اسلامي براساس عدل بنا شده است و ما عدالت و منزلت خودمان را ميخواهيم. ميخواهيم منزلت ما به عنوان يك كرد همانند منزلت يك يزدي و اصفهاني يا كرماني باشد. هيچ چيز بيشتر نميخواهيم. يعني چه؟ يعني اگر قرار شد در يزد به لهجه يزدي و به زبان خودشان جلسه شعر بگذارند، در كردستان ما، در كرمانشاه ما ]هم[ كسي مانع نشود. بيشتر از اين چيزي را نميخواهيم. ميگويند كدام زبان كردي؟ ميگوئيم كدام زبان فارسي؟ سمنان فارسي است يا شيرازي؟ ما هم همين جوري صحبت ميكنيم. ما اساساً اينجا نشستيم كه بگوئيم كردها هم در ميان خودشان اختلاف لهجه، اختلاف گويش و اختلاف مذهب دارند مگر فارس سني مذهب نداريم در اين كشور؟ داريم؛ ما هم مثل بقيه. پس عدالت در منزلت ميخواهيم. جمهوري عدل اسلامي عدالت در منزلت ميخواهيم. ديگر چه ميخواهيم؟ ميگوئيم عدالت در ثروت ميخواهيم. در توزيع ثروت عدالت ميخواهيم. نه چیز دیگر برخي از دوستان ما اشاره كردند، ببينيد من اصلاً كردستان نميگويم. اگر ايران براي همه ايرانيان است... استان آذربايجان شرقي قبل از انقلاب پنجمين استان توسعه يافته كشور بود و كرمان به تعبيري يازدهم يا چهاردهمين استان توسعه يافته كشور بود. ما در جنگ نميتوانستيم توسعه پيدا كنيم، چرا تبريز ]آذربايجان شرقي [ به استان نهم و كرمان تبديل شود به استان دوم و سوم كشور؟ چرا ميگوئيم ميخواهيم در قدرت سهيم شويم؟ براي اينكه ما هم اگر آنجا بوديم به اندازه كرمان رشد ميكرديم، همين. خيلي چيزهاي زيادي هم نميخواهيم، حرفهايمان هم روشنند. دوستان نظامي و انتظامي هم كه اينجا ضبط گذاشتهاند بدانند كه حرفهايمان همين است. هيچ چيز مخفي نداريم. همين حرفهايي كه زديم. عدالت توزيع قدرت در كشور بين همه شهروندان ايراني باعث ميشود كه ما عدالت در توزيع ثروت را هم داشته باشيم. بتوانيم به ميانگين ثروت كشور نزديك بشويم. نميخواهيم منطقه اول كشور شويم، ميخواهيد بگوئيد كرمانيها از ما سختكوشترند؟ برويد مردم پاوه و جوانرود را ببينيد كه از دل سنگها مزرعه درميآورند. يا ميخواهيد بگوئيد آنها از ما عاقلترند؟ پس بگوئيد كه شما شهروند درجه دو هستيد. ما فقط همين را ميخواهيم. ميگوئيم به ما نگوئيد شهروند درجه دو، بگوئيد به همه ايرانيان سهم ميدهند. به باور ما هر كسي كه ايراني را به شهروند درجه يك و دو تقسيم كند، تجزيهطلب است. ميگويند سفير انگليس اين روزها فعال شده كه بين اقوام ايراني اختلاف بيندازد، سوال ميكنم سفير انگليس آنقدر بد شد؟ اينها كه هشت سال پيش رفتند به سفير انگليس گفتند كه بيا از ما حمايت كن. ما كردها نگاه به خارج نداريم. نگاهمان به رأي تمام ايرانيان است براي اينكه حق تمام ايرانيان تأمين شود. ما كردها امپراتوري بزرگ ايران را بنيان گذاشتيم. اين امپراتوري مال ماست. ايران مال ماست اگر كسي آن را به گروگان بگيرد، ميرويم در قدرت شريك ميشويم، پس ميگيريم. ما بيش از اين چيزي نميگوئيم. يك نكته هم بگويم. چرا ميگوئيم نگاه به خارج نداريم. ما بر اين باوريم كه هر كس سر در مقابل خواستههاي ملت خودش فروبياورد، در مقابل خارجي ميايستد و هر كس فشار بر ملت خودش وارد كند، تسليم خارجي ميشود. به دوستان ميگوئيم كه ما هنوز تصميم نگرفتهايم كه به چه كسي رأي بدهيم. ممكن است هركدام از ما به يك حزب يا تشكيلات وابسته باشد ولي ما اصلاً هنوز تصميم نگرفتهايم كه رأي بدهيم يا نه. ما تصميم ميگيريم. اگر عدالت در منزلت، عدالت در توزيع ثروت و عدالت در توزيع قدرت را به ما تضمين دادند و ما همين جمعي كه اينجا هستيم و مردم از ما حمايت كردند _ به كسي رأي ميدهيم وگرنه به هيچكس رأي نميدهيم. خيلي ساده است. اصلاً معادلهاش ساده است. چيز پيچيدهاي نيست. من نميدانم چرا بعضيها آن را پيچيده ميكنند. ما به اين شرط رأي ميدهيم .. الان تضمين ما همين يك رأي است كه داريم؛ جمعشان ميكنيم هر چقدر بسيج اجتماعي داشتيم ... كه خوشبختانه نوع عكسالعملي كه اقتدارگرايان به جلسات ما نشان دادند، نشان ميدهد كه قدرت بسيج كنندگي ما بالا رفته و ما اميدواريم يك خورده بيشتر به ما فشار بياورند تا مدام بيشتر متوجه بشوند كه بايد به چه كسي رأي بدهند. بنابراين اگر توانستيم تضميني بگيريم كه رأي ميدهيم اگر هم نتوانستيم كه رأي نميدهيم. خيلي سخت نيست. بالاخره اين رأي حق من است. رأي ارزش دارد. حتماً ارزش دارد كه همه آمدهاند ، اگر ارزش دارد ما به ازايش را هم به ما بدهند. ما به ازايش هم روشن است. ما نگاه به خارج نداریم ما قطعاً مرزهاي ايران را بهتر از هر كسي تشخيص داديم و در طول تاريخ از آن دفاع كرديم و ما هستيم كه سرنوشت آينده ايران را از آن خودمان ميدانيم. يك خورده هم كارهاي بدي در گذشته كرديم، اين را هم بگويم، ما در دو انتخابات گذشته بيشترين رأي را به اصلاحطلبان داديم؛ براي همين است كه الان به شما ميگويند ديگر نبايد بيشترين رأي به کسی بدهيد. ما تضمين ميدهيم كه هركسي را خودمان تشخيص داديم راي ميدهيم. جلسه بعدي را دوستان در مهاباد، بوكان و اروميه تقاضا كردند. اميدواريم جمعي بتوانيم به يك جمعبندي برسيم. اميدوارم خداوند توفيق بدهد كه در جهتي تلاش كنيم كه رضايت و خواست او باشد و خدمت به اسلام. |
|
اهدای جايزه هلمن - همت به تقی رحمانی .... |
|
تقی رحمانی، يکی از فعالان سياسی منسوب به جريان موسوم به ملی مذهبی در ايران که در زندان به سر می برد، جايزه هلمن - همت را از سازمان ديدبان حقوق بشر دريافت کرد. جايزه هلمن - همت به نويسندگانی تعلق می گيرد که به دليل اظهار عقيده، انتقاد از مقامهای حکومتی و اعمالشان يا نوشتن مطالبی که حکومتها خواهان انتشار آنها نيستند هدف برخورد حکومت قرار گرفته اند. آن گونه که سازمان ديدبان حقوق بشر اعلام کرده، تقی رحمانی از آن رو برای دريافت اين جايزه انتخاب شده که از بيش از ربع قرن که از عمر حکومت جمهوری اسلامی در ايران می گذرد هفده سال آن را در زندان سپری کرده و با نوشتن مطالب گسترده ای در مورد نوگرايی دينی و تاريخ سياسی ايران، رابطه دين و سياست در ايران و آثار بازدارنده آن بر مسير حرکت ايران بسوی مردمسالاری را نقد کرده است. |
|
به یاد عمو حسن
حسن زرافشان رفت یکسال قبل درقله ها ماند بی آنکه دردهایش رابگوید .حسن هیچگاه ازدرد نمی گفت که به دنبال درمان بود .حسن مارا امید می دادکه مبادادرمبارزه کم بیاوریم .هرکس دلش می گرفت به مولانا میرفت مولانا کتابفروشی حسن نبود بلکه منبع امیدبخشی به یکایک فعالان عرصه سیاست وجامعه بود .خانه حسن فقط خانه نبود که عرصه گفتگو وتبادل نظر به شمار میرفت. حسن به تشکیلات وسازمان بخشیدن به نیروهای اجتماعی اعتقادراسخ داشت وتلاش بسیارمی کرد تا نیروهای منفرد وبی شکل راهویت تازه بخشد .حسن دوست داشتنی بود وامروز جای خالی اش رااحساس میکنیم ودربه دربه دنبال حسنی دیگر اما افسوس ...
مبارزي که با الهام گيري از آزادمردان کوهستان الموت بسان دژي استوار در برابر جهل و ظلم و استبداد




گروهی از دانشجويان تهران، روز دوشنبه 21 فوريه، در دانشگاه علامه طباطبائی تحصنی را آغاز کردند تا به محکوميت يک استاد اين دانشگاه و احکام صادره از سوی دستگاه قضايی ايران اعتراض کنند.
خبرگزاری نيمه رسمی ايسنا، تعداد تحصن کنندگان را حدود سی نفر اعلام کرده است که در دانشکده حقوق و علوم سياسی اين دانشگاه گرد آمده بودند و به بازداشت و محکوميت ده ماهه محمد محمدی گرگانی، استاد اين دانشگاه اعتراض می کردند.
دانشجويان متحصن با صدور بيانيه ای، تحصن خود را حرکتی خودجوش و برنامه ريزی نشده عنوان کردند و آن را برای حمايت از حقوق مدنی و در اعتراض به "بسته شدن فضای دانشگاه" دانستند.
دانشجويان همچنين به برخورد دستگاه قضايی با برخی دانشجويان اين دانشگاه مانند حکم دادگاه عليه بهنام امينی، احضار فريد مدرسی و بازداشت صادق شجاعی اعتراض کردند.
در عين حال، دانشجويان به برخورد مسئولان قضايی با زندانيان سياسی در زندان رجايی شهر که به اعتصاب غذا دست زدند، معترض بودند.
به گفته سخنگوی دانشجويان متحصن، رئيس دانشگاه علامه طباطبايی، برخورد تندی با شرکت کنندگان در اين تحصن داشت و ضمن تهديد آنها خواستار برخورد قضايی شده است.
دانشجويان معترض در بيانيهای که منتشر کرده اند، نوشته اند که "ساختار سياسی، آرايش قوا، تنظيم روابط ميان ارکان نظام و سياستگذاری اجتماعی" به هيچ وجه مطابق با خواست عمومی نيست و "محبوبان ملت" از سوی قدرت "مغضوب" هستند در حالی که "نورچشمان قدرت" را نزد ملت، "روسياه" توصيف کرده اند.
بر اساس اين بيانيه، آقای محمدی گرگانی که اينک به ده ماه حبس محکوم شده، در دوران حکومت پيشين ايران نيز، شش سال را در زندان به سر برده است.
دانشجويان معترض، احکام قوه قضاييه ايران را "ناقض حقوق بشر" دانسته اند و پرسيده اند که چگونه چنين احکامی می تواند امنيت ملی را تقويت کند در حالی که فعاليتهای کسی چون آقای محمدی گلپايگانی، که به گفته دانشجويان به "روشنگری و آموزش" مشغول بوده، اقدام عليه امنيت ملی محسوب می شود.
دانشجويان متحصن نوشته اند که اين استاد دانشگاه در دوران هر دو حکومت ايران، پيش و پس از انقلاب، "مغضوب قدرت" بوده است و اين نکته را افتخاری برای او دانسته اند.
راستی کسی درباره عمری محله قزوین چیزی میداند .منتظر باشیدیکی ازدوستان کارجامعی دراین باره انجام داده است.
حسن میگفت امام حسین شهید شد تا یزید زمان خود را معرفی کند.آیا ما یزید زمان خود رامی شناسیم؟وجرات شورش داریم؟
من هنوز هم نتوانسته ام پاسخی برای حضوریا عدم حضوردرانتخابات پیدا کنم .به نظرشما معین میتواند مارابه روزهای خوب بازگرداند؟
من هنوز هم نتوانسته ام پاسخی برای حضوریا عدم حضوردرانتخابات پیدا کنم .به نظرشما معین میتواند مارابه روزهای خوب بازگرداند؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|